فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد

                                            به توکل نام اعظمش                                                 

       سلام ۱۰روز دیگه تا ولادت امام عصر باقی مونده ومن میخوام یک متنی رو بزارم اون رو یکی از دوستام نوشته ومن با اجازه اش این متن رو توی وبلاگم منتشر میکنم امیدوارم خوشتون بیاد 

      ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی ؟!باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟!خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟!تحفه ات لایق او هست که نزدش ببری؟!پول بیشبهه وسالم ز همه دارائیت داری انقدر که یک هدیه براش بخری؟!حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ؟!با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟!واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران؟!میتوان گفت که یک شیعه ی اثنی عشری؟! 

      هزار بار نوشتم روی دفتر زندگانی ام که مهدی جان بیابیا که همه منتظریم چه حدیثی است که پژمرده نمیشودونمیدانم این چه انتظاری است که هر چه طولانی تر شود زیباترولذت بخش تر میشود نوشتن چقدر سخته وقتی بخوای برای.......برای کسی بنویس که تا حالا ندیدیش و و فقط در مورد مهربانیاش وبزرگیاش شنیدی.   

      نوشتن را با نام کسی اغاز کردم که هر وقت بخواهد واراده کند تو خواهی امد اری میدانم تو خواهی امد فانوس دلهایمان سوسو کنان روشن  است پس مهدی جان بیا که چشم هایمان  پرنور تر و فانوس دلمان روشن تر گردد  

       ای مولای جان تا کدامین جمعه باید سر سجاده ی انتظار دعای فرجت را زمزمه کنیم ؟!  دیگر شرمنده ام  شرمنده ام از اینکه سبب غیبتت منم ولیکن یورش گناهان امانم نمیدهد

      وتو همچنان درپس پرده غیبتی   

      از کودکی میدیم که که هر وقت هرکسی مشکل داشت میگفت یا صاحب الزمان خودت کمکم کن   

       بزرگتر ها میگفتند اگر بیاد همه ی بدی ها از بین میره و فقط خوبی ها باقی میمونه همهی ادم بدای قصه ی زندگی از بین میرن و ادم خوبای قصمون زندگی میکنن  

      یادم اون وقتا میگفتم اگر حضرت مهدی بیاد پس منم میمیرم اخه منم کارای بد زیادی انجام دادم  یادم اون روزا اونقدر گریه کردم و اونقدر از خدا خواستم حضرت مهدی نیاد اخه میگفتم اگه بیاد منو میکشه اما بیخبر از اینکه اونی که فکر میکردم اگه بیاد منو میکشه  جه قلب بزرگی داره و بنده های خدارو دوست داره و چه کسانی رو از مرگ نجات داده یادم رفته بود که اون پناه بیپناهاس  

      دلگیر وبیزارم از خودم و خجالت زده از شما چون پیچک تمنا از دیوار انتظار بالا میروم وجمعه ها را یکی پس از دیگری پشت سر مینهم ولی انگار خبری از تو ای یوسف زهرا نیست  نمیدانم مشکل از گیرنده ی من یعنی دل سیاه منه یاشما مرا لایق ندانی که رخ عیان نمیکنی  

      چقدر سخته که فکر کنی که امامت ازت خیلی دوره بدون اینکه بدونی اون کسی که امروز وقتی زمین خوردی بهت کمک کرد همون امامیه که منتظرشی  

       اقاجون توی نامه ی اعمال هممون یه گناهایی هست که دونسته وندونسته انجامشون دادیم  

      شنیدم که هر۲شنبه و۵شنبه پای نامه ی اعمالمون رو امضا میکنی وبا اشک از خدا میخواهید که : 

              خدایا به من مهدی اونارو ببخش 

       مهدی جان اینا بیشتر ازارم میده اقاجون تا حالا جمکرانتو ندبدم اما از قشنگیاش خیلی شنیدم  از اینکه وقتی واردش میشی بوی امامت رو خیلی احساس میکنی  خیلی شنیدم اما تا حالا قسمت نشده که حتما اونم حکمتی داشته  

       اما مهدی جان امشب دلم هوای جمکرانتو کرده همین امشب دعا میکنم که هر کس در هر جای دنیا که ارزو داره بیاد و فقط وفقط بوی عطر شمارو احساس کنه  بیاد و شمارو احساس کنه  

       اقاجون دلم میخواست که یک از یاراتون باشم که شاید نصیبم نشه اما اقاجون اگر شما بخواین لااقل میتونم خدمتکاریاراتون باشم  که اونم سعادت میخواد چون میدونم که امشب وقتی اونجا نشستم خیلی ها دارن با شما صحبت میکنن واز درداشون میگن میدونم چشم خیلی از اونا پر از الماس های کوچیک اشکه میدونم امشب در خونتون رو زدن وحاجت میخوان مادرتون حضرت نرگس وامام حسن عسگری رو واسطه قرار دادن اقاجون اگه صدامومیشنوی که میدونم که حتما میشنوی دلم میخواد که همشون حاجت روا بشن امیدوارم فردا برای شادیشون اشک بریزن و فقط برای ظهور شما دعا کنن  

                    اللهم عجل لولیک الفرج